[Skip Header and Navigation] [Jump to Main Content]
Home
مرکز آگاهی های اطلاعات و ترور، وابسته به مرکز رهنمودهای اطلاعاتی («ملم»)

لینک های اولیه

  • خبرنامه
  • صفحه نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • پیوندها

جستجو

עברית | English
Francais | Русский
Deutsch| العربية

برگزیده اطلاعات

  •   نزاع فلسطينی- اسرائبلی
  •   حمايت از ترور
  پیوندها
Home

ترور و رسانه: نزاع شديد ميان مديريت شبکه تلويزيونی ماهواره ای سازمان حماس؛ القدس

 
12-07-09


ترور و رسانه: نزاع شديد ميان مديريت شبکه تلويزيونی ماهواره ای سازمان حماس؛ القدس
نسخه چاپنسخه چاپارسال برای دوستانارسال برای دوستان

ترور و رسانه: نزاع شدید میان مدیریت شبکه تلویزیونی ماهواره ای سازمان حماس؛ القدس، که از حدود هفت ماه پیش از بیروت برنامه پخش می کگند. روزنامه نگار عرب اهل کشور الجزایر که دراین رسانه به خدمت گرفته شده بود، پس از اخراج، ضمن انتقاد از کار غیرحرفه ای شبکه، فاش کرد که پولهای اهدائی جمهوری اسلامی ایران به سوی این شبکه سرازیر است، و مسئولان شبکه با این پول زندگی مجللی برای خود ترتیب داده اند.

نبیل العتیبی، مدیر کل شبکه القدس روزنامه نگار عرب اهل کشور الجزایر، یحیی ابو زکریا
نبیل العتیبی، مدیر کل شبکه القدس (عکاس: الجزیره، 28 اکتبر 2008). به گفته یحیی ابو زکریا، نبیل العتیبی این شبکه را به «نهادیبرای خبرچینی، گزارشهای کذب و نبرد میان طایفه ها تبدیل کرد». روزنامه نگار عرب اهل کشور الجزایر، یحیی ابو زکریا، که از کار خود درشبکه القدس برکنار شد (عکس: شبکه القدس). او ازجمله فاش کرد که مسوولان شبکه به حساب پولهای رسیده از ایران، زندگی مجلل شخصی برپا کرده اند و حتی پولهای اهدائی ایران برای خانواده های کشته های فلسطینی را به حساب شخصی خود واریز کرده اند

رئوس کلی گزارش: 

1. در یازدهم نوامبر 2008 شبکه تلویزیونی ماهواره ای القدس، که دومین شبکه تلویزیونی این سازمان است، کار خود را آغاز کرد. دفتر اصلی این شبکه در بیروت قرار دارد. آغاز برنامه ماهواره ای این شبکه بخش دیگری از فعالیت گسترده سازمان حماس(1) برای داشتن یک زیر بنای رسانه ای قوی است. نبیل العتیبی مدیر کل این شبکه گفت که القدس، در مالکیت شرکت رادیوئی و تلویزیونی القدس است که در لندن(2) به ثبت رسیده است، و نام بازرگانان و صاحبان رسانه ای عربی و فلسطینی بعنوان صاحبان اصلی سهام این شرکت رسانه ای قید شده است. 

2. زیربنای رسانه ای حماس پس از عملیات «سرب گداخته» رو به تقویت بیشتری نهاده است. («سرب گداخته» نام عملیات گسترده ای بود که در آخرین هفته سال 2008 و سه هفته نخست سال 2009  از سوی ارتش اسرائیل علیه تشکلهای مسلح فلسطینی درغزه صورت گرفت. این عملیات با هدف مقابله با حملات راکتی فلسطینی های غزه به خاک اسرائیل انجام شد. این حملات راکتی سالها ادامه یافته بود و ارتش اسرائیل تصمیم گرفت که زیربنای ترور را در غزه هدف قرار دهد تا این تعرضها به خانه و  زندگی مردم اسرائیل پایان یابد.)

 سازمان حماس اکنون از دو شبکه تلویزیونی برخوردار است ؛الاقصی و القدس، و در کنار آنها یک شبکه رادیوئی شبانه روزی بنام «صوت الاقصی» دارد. حماس همچنین روزنامه «فلسطین» را که از غزه منتشر می شود، بطور منظم چاپ می کند. حماس در کنار آنها، رسانه های دیگری را نیز به خدمت گرفته است و از درون غزه یا خارج از غزه فعالیت رسانه ای گسترده دارد. یکی از نشریاتی که از سوی حماس در خارج منتشر می شود، «فلسطین المسالمه» نام دارد، که به احتمال زیاد در بریتانیا منتشر، و از آنجا توزیع می شود. حماس همچنین چند خبرگزاری و بیش از بیست تارنمای اینترنتی و سایتهای گوناگون هواداران خود را برپا کرده، که هر یک از آنها گروهی دیگر از مخاطبان با سلیقه ها و دیدگاههای مختلف را هدف قرار داده است. (اصلی ترین تارنمای حماس، وب سایت  Palestine- info است.) این زیربنای رسانه ای قوی، متنوع و گسترده، ابزار اصلی در نبرد تبلیغاتی و اطلاع رسانی در باره موجودیت و فعالیتهای حماس برای مخاطبان گوناگون، در خاورمیانه و خارج از این بخش از جهان است. این ابزار قوی و مدرن به حماس امکان می دهد که دیدگاههای خود را تبلیغ کند و بر رقیبان داخلی اش در میان فلسطینی ها غلبه کند (و از جمله جنبش فتح و تشکیلات فلسطینی را در انفعال باقی بگذارد).  

3. سازمان حماس که به اهمیت و جایگاه اطلاع رسانی و تبلیغ دیدگاههای خود از طریق رسانه ها در نبرد علیه اسرائیل به خوبی آگاهی دارد، آماده است که منابع مادی هنگفتی را به گسترش «امپراطوری رسانه ای» خود اختصاص دهد، و حتی در شرائطی نیز که با تنگنای مالی روبرو بوده، این سرمایه گزاری رسانه ای آن ادامه یافته است. هزینه های کلان مالی که صرف اداره شبانه روزی شبکه های رادیوئی و تلویزیونی حماس می شود و یا بودجه هنگفتی که برای اداره سایتهای متعدد حماس و گسترش فزاینده آن مورد نیاز است، بنا به ارزیابی نهاد ما با پولهای اهدائی خارجی تامین می شود و در صدر این عوامل، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. گفتنی است که ایران به شاخه سیاسی و بازوی نظامی حماس نیز سالیانه چند صد میلیون دلار پول هدیه می کند(3).  

4. در نتیجه برخی نزاعهای تند داخلی و شکافهائی که در کادر مدیریت شبکه تلویزیونی القدس صورت گرفته، و در رسانه های الجزایر و نیز کشورهای عربی دیگر بازتاب یافته، گوشه ای از کشمکش های میان فلسطینی ها برای چنگ انداختن بر پولهائی اهدائی از ایران افشا شده است. این افشاگری ها موجب اخراج یحیی ابو زکریا از مسوولان ارشد شبکه القدس شد، که اهل کشور الجزایر است. او شکایت دارد که مورد تعقیب و آزار دیگر مسوولان این شبکه قرار گرفته، ولی سران شبکه می گویند که دلیل اخراج آقای ابو زکریا، عدم انجام کار حرفه ای بوده است. یحیی ابو زکریا، که مسوول ناظر کلی بر برنامه های سیاسی و اتاق اخبار شبکه القدس بود، در نامه سرگشاده ای به خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس به تقبیح شدید نبیل العتیبی مدیر کل شبکه القدس پرداخت، وخواهان اخراج العتیبی شد. در این نامه، خالد مشعل فرا خوانده شد که به «تنبیه العتیبی اقدام کند و نیز مسوول امور مالی این شبکه را مجازات نماید». ابو زکریا دراین نامه سرگشاده نوشت: «پولها خرج رفتن آقایان به رستورانهای گران قیمت و مجلل می شود، آنها برای خود اتومبیلهای شیک و گران قیمت تهیه کرده اند، و پولهای دریافت شده از ایران زندگی مجللی برای آنان و خانواده هایشان فراهم کرده است» (برگرفته از نامه سرگشاده ابو زکریا، که در تارنمای روزنامه Algeria Times منتشر شد. آقای ابو زکریا این نامه را که تاریخ اول ژوئن 2009 بروی آن دیده می شود، از بیروت برای این روزنامه چاپ الجزایر فرستاده است). نامه سرگشاده دیگری نیز، از جمله از سوی انور مالک نویسنده و  چهره شناخته شده رسانه ای کشور الجزایر منتشر شده که وی در آن،  خواهان حمایت از هموطن خود، یحیی ابو زکریا شده است.  

5. اتهام اصلی که یحیی ابو زکریا متوجه مدیران شبکه القدس و کادر رهبری حماس می کند، کار سطح پائین و غیر حرفه ای شبکه است ( بخش «پیوست» را نیز مطالعه کنید). بررسی این اتهام نشان می دهد که پایه و اساس درستی دارد و کار این شبکه از آغاز راه، بطور غیر حرفه ای شروع شده بود. جمع بندی کار  این شبکه که هنوز موجودیت آن به یک سال نرسیده، ثابت می کند که در مقایسه با روند سریع استحکام یافتن و شکل گیری شبکه الاقصی، شبکه القدس (تا کنون) نتوانسته که قلب فلسطینی ها را تسخیر کند. درحالیکه شبکه الاقصی دیدگاههای رهبری حماس در غزه را بازتاب می دهد، شبکه القدس به کادر رهبری خارج نشین حماس، عمدتا آنهائی که در سوریه زندگی می کنند، وابستگی دارد. شبکه القدس نتوانسته که در بحث رسانه های فلسطینی و عربی نیز جایگاه شایسته ای برای خود بیابد. تشکیلات خبری شبکه القدس نیز نشان داده که قادر نبوده تا به تولید خبر و گزارش مهمی اقدام کند و کسانی هم که مورد مصاحبه شبکه قرار می گیرند، چهره های طراز اول و صاحب نام عرب و فلسطینی نیستند بلکه کسانی هستند که ممکن است که بتوان آنها را چهره های کمتر مهم و درجه دوم سیاسی و رسانه ای و صاحب ستونهای کمتر با اهمیت دانست. افرادی نیز که در بحث ها و میزگردهای شبکه ظاهر می شوند، چهره های تازه و جذاب نیستند بلکه فاقد جذبه و از نسل «کسل کننده» هستند که موجب می شوند فضای یاس و کهنگی و دلمردگی بر برنامه ها مستولی شود، و بنابراین، این برنامه ها جذبه و التهابی مهم برای تشویق فلسطینی ها و اعراب دیگر به دیدن این شبکه ایجاد نمی کند.   

6. مهم ترین اتهاماتی را که یحیی ابو زکریا علیه مسوولان شبکه القدس مطرح کرده، در ادامه این گزارش، در بخش «سند پیوست» مطالعه بفرمایید. 

عکسهائی از درون استودیوی شبکه القدس در آغاز کار این شبکه

عکسهائی از درون استودیوی شبکه القدس در آغاز کار این شبکه

(عکسهای منتشر شده از سوی وب سایت حماس: Palestine-info  به تاریخ 12 نوامبر  2008)

 

پیوست:

اتهامات مطرح شده از سوی یحیی ابو زکریا روزنامه نگار اهل الجزایر علیه مدیران شبکه القدس، وابسته به سازمان حماس (برگرفته از سایت Algeria Times و تارنمای های خبری عربی دیگر)

 

1. آنچه که در ادامه مطالعه می کنید، چکیده اتهامات اصلی است که یحیی ابو زکریا، روزنامه نگار الجزایری و مسوول پیشین ناظر بر برنامه های سیاسی و اخبار شبکه القدس در مورد مدیریت شبکه و بلندپایگان حماس در سوریه مطرح کرده است:  

أ.          اتهام به عزمی بشاره، که موجب تنش میان او و شبکه القدس تا حدتوقف کارش در این شبکه شد: یحیی ابو زکریا مقاله ای با عنوان «عزمی بشاره، تئوریسین تو خالی» منتشر کرد (که بنظر می رسد فصل نخست از کتابی به نوشته ابو زکریا باشد). در این مقاله، که خود ابو زکریا مدعی شده که مورد استقبال چشمگیر افکار عمومی فلسطینی ها و دنیای عرب قرار گرفته، وی می نویسد که عزمی بشاره، به هیچ وجه شایستگی آن توجه شدیدی را که افکار عمومی و رسانه های عربی برای وی قائل شده اند، دارا نیست و عنوان «تئوریسین» که بی هیچ دلیلی به او اعطا شده، برازنده چنین فرد توخالی و افکار بی محتوای او نیست.

(برای خوانندگان بخش فارسی این وب سایت باید یاد آوری شود که عزمی بشاره، یک نماینده عرب تابع اسرائیل بود که سالها در «کنست»، پارلمان اسرائیل عضویت داشت. او از پایه گذاران یک حزب فلسطینی عربی درمیان اعراب شهروند اسرائیل است که بدلیل قوانین دمکراسی کشور اسرائیل توانست وارد «کنست» شده و از مزایای نمایندگی برخوردار شود. او علیرغم آنکه همواره دلبستگی به سازمانهای ترور فلسطینی و عربی نشان می داد اما همچنان در «کنست» باقی مانده بود. در جریان «نبرد 33 روزه»، جنگ میان اسرائیل با سازمان حزب الله در لبنان، در تابستان 2006، عزمی بشاره که عضو «کنست» بود با استفاده از مصونیت سیاسی خود به گرد آوری اطلاعات محرمانه برای سازمان حزب الله اقدام کرد. او مرتب در سفرهای خود به کشورهای عربی با رهبران این سازمانها ملاقات می کرد. اما هنگامی که معلوم شد که وی عملا به جاسوسی از درون نهادهای اطلاعاتی و نظامی اسرائیل به سود حزب الله اقدام می کند، و اطلاعات و مدارک متقن علیه وی از سوی «شباک»، تشکیلات امنیت داخلی اسرائیل، گرد آوری شده است، چون خطر دستگیری خود را جدی می دانست، به خارج گریخت و پس از مدتی، حضور او در قطر فاش شد. او درحالیکه از آن زمان همچنان در کشورهای عربی زندگی می کند، از «کنست» استفعا داد و به عنوان «مفسر» شبکه الجزیره استخدام شد. درعین حال، دادگاه اسرائیل حکم داد که خانواده عزمی بشاره در اسرائیل همچنان می توانند که از حقوق و مزایای بازنشستگی عزمی بشاره، که نماینده پارلمان بوده، استفاده کنند. دادگاه اسرائیل شکوائیه هائی را که علیه این حکم ارائه شده بود، رد کرد و همچنان مزایای مالی خانواده دکتر عزمی بشاره را باقی گذاشت.)

یحیی ابو زکریا در مقاله خود علیه عزمی بشاره درکنار یک رشته اتهامات سنگین اخلاقی و سیاسی،  افکار عزمی بشاره را نیز مورد انتقاد قرار داده و می نویسد که او «به بزرگ نمائی در مورد قدرت اسرائیل» اقدام می کند، حسن نصرالله دبیر کل حزب الله را به تمسخر گرفته و گفته است که «نصرالله درمورد پیروزی عظیم خود براسرائیل اغراق کرده و یک پر کاه پیروزی  را کوه پرصلابت ظفر جلوه داده است، و نیز گفته است که «فلسطین بدست مقاومت (ترور) از درون، آزاد نخواهد شد» و نیز نسبت به توانائی فلسطینی ها در مقابله با اسرائیل اظهار عجز و ناتوانی کرده و گفته است «فلسطینی ها هرگز نخواهند توانست که موجب رهائی فلسطین شوند». یحیی ابو زکریا همچنین تاکید کرده که عزمی بشاره «همچنان به دموکراسی اسرائیل پایبند است و از دلبستگی خود به «کنست» دست برنداشته بویژه آنکه همچنان حقوق بگیر پارلمان اسرائیل است و مزایای نمایندگی اش به خانواده اش در اسرائیل تعلق می گیرد». یحیی ابو زکریا در نتیجه گیری از «سخنان متناقض» عزمی بشاره می نویسد: «یا وی دچار استحاله عقلی است و افکارش مختل شده یا اینکه او به بیماری دو شخصیتی اسکیزوفرنی مبتلاست: یک شخصیت او اسرائیلی است و دیگری، عربی...».

ب.          هدردادن پولهای اهدائی به شبکه القدس، و برپائی زندگی شخصی مجلل از سوی مدیران آن شبکه برای خود و خانواده: یحیی ابو زکریا در مقاله و نامه های خود تاکید کرده که پولهای اهدا شده از سوی ایران به شبکه القدس، زندگی مجللی برای مدیران این شبکه فراهم کرده، و در حالیکه بخشی از این پولها از سوی ایران برای انتقال به خانواده های فلسطینی هدیه شده بود، اما در حسابهای شخصی مدیران القدس باقی مانده و با آن زندگی رویائی آنها ادامه دارد. یحیی ابو زکریا می نویسد که این پولها در واقع نه به جهاد گران راه مبارزه با اسرائیل، بلکه به «مبارزان راه جهاد هتلهای مجلل» داده شده است. یحیی ابو زکریا می نویسد که این افراد نمی توانند نمایندگان شایسته ای برای فلسطینی های درون باشند و با آنان دیگر هیچ سنخیتی ندارند و زندگی مجلل خود را در هتلهای شیک و رویائی کشورهای عربی و اروپائی می گذرانند، به گران قیمت ترین رستورانها می روند، اتومبیلهای بسیار شیک و فوق العاده گرانبها زیر پای خود انداخته اند، به خانه های مجلل نقل مکان کرده اند و ...بنابر این یحیی ابو زکریا پیش بینی می کند که سرنوشت نبیل العتیبی (مدیر کل القدس) و محمد رمضان (مدیر بخش اخبار) که نام سو استفاده کنندگان اصلی از پولهای اهدائی هستند در بخش «برزخ  تاریخ» ثبت شود (سایت روزنامه Algeria Times, نامه سرگشاده یحیی ابو زکریا، تاریخ سوم ژوئن 2009).

ج.           سطح کار پائین و غیر حرفه ای شبکه و انحراف سیاسی آن (بسود سنی ها و علیه شیعیان): بنوشته یحیی ابو زکریا، این شبکه به «موسسه ای برای فضولی، خبرچینی، انتشار اخبار کذب و نبرد طایفه ای تبدیل شده است». افرادی به کار گماشته شده اند که از کار روزنامه نگاری و تلویزیون آگاهی ندارند و تنها در حال ایجاد ستیز و جنگ و جدل داخلی میان اعراب هستند. در برنامه ها،  درحالیکه به حسن نصرالله «بی احترامی» کرده اند اما «حاکمان عربستان و بحرین را مورد تجلیل قرار می دهند». به نوشته ابو زکریا، زبانی که در این شبکه به کار می رود، برای ایجاد تهییج و تحریک میان طوائف و قومیتهای مختلف است، و شیعیان مورد بی حرمتی قرار می گیرند و به آنها «شدیدا ظلم می شود». در کنار همه این ها، کارمندان شبکه نیز به بیماری «خبر چینی، جاسوسی علیه یکدیگر، فضولی و خیانت»(4) دچار شده اند و باندهای مختلف ایجاد شده است. 

د.          تحقیرکردن ها و اتهامات شخصی: یحیی ابو زکریا با حمله تند به دو مقام بلندپایه شبکه؛ نبیل العتیبی و محمد رمضان که با او به ستیز اقدام کرده بودند، می نویسد که آندو وی را مورد اذیت وآزار و تعقیب قرار می دادند و پس از توقف کارش نیز پولهائی را که «حق» او بوده از وی سلب کرده اند (و می گوید، طبق قرارداد کاری که امضا کرده بود، می بایست 20 هزار دلار درپی رفتنش از شبکه دریافت می کرد). وی می نویسد که این رفتار نیز «ضد اسلامی است» و سنت حسن البنا، پایه گذار اخوان المسلمین را زیر پا می گذارد. ابو زکریا مدعی است که افزون بر حق و حقوق مادی اش، پرونده و کتابها و اسنادی از او در دفتر کارش ضبط شده و «مرا به زور از دفترم بیرون انداخته اند». بنوشته او، «فلسطینی هائی که در مدیریت این شبکه قرار دارند، ادعا می کنند که جزو حماس و اخوان المسلمین هستند». ابو زکریا می نویسد «اما آنها از اینکه یک روزنامه نگار الجزایری موفق شود که به مغز متفکر شبکه تبدیل شود، دچار هراس شدند» و لذا «توطئه اخراج و بدنام کردن مرا اجرا کردند...». ابو زکریا در نامه ای نیز به تاریخ 14 ماه مه «ابراز شگفتی می کند» که «چگونه چنین کسانی که تنها به فکر تثبیت جاه و مقام خود هستند و از پولهای داده شده برای فلسطینی ها بی محابا برای زندگی شخصی خود سو استفاده می کنند، موجب آزادی فلسطین شوند؟!...چگونه سازمان حماس که حتی نمی تواند یک شبکه تلویزیونی را اداره کند، قادراست که کشوری را اداره نماید؟!(5). حماس به نوبه خود، تاکید دارد که تنها دلیل برکناری یحیی ابو زکریا، کار غیر حرفه ای او بوده که به گفته حماس به «موقعیت شبکه القدس لطمه می زد».

________________

1. در گزارشی که نهاد ما به تاریخ 16 نوامبر 2008 منتشر کرد، به طور مشروح به سرمایه گذاری مالی حماس برای آغاز به کار شبکه القدس پرداخت. آن گزارش با این عنوان در بخشهای انگلیسی و عبری ما منتشر شد: «القدس، دومین شبکه تلویزیون ماهواره ای حماس کار خود را از 11 نوامبر آغاز کرد. این رسانه، بخشی از «امپراطوری رسانه ای رو به گسترش حماس است...». 

2. لندن به عنوان یکی از کانونهای نبرد رسانه ای و تبلیغاتی حماس مطرح است. دیگر کانونهای فعالیت  رسانه ای حماس در دمشق، بیروت و غزه است.

3. برای مطالعه جزئیات بیشتری در باره «کمکهای ایران به حماس» به گزارش نهاد ما که در تاریخ 12 ژانویه 2009 منتشر شد، در بخش های انگلیسی و یا برخی زبانهای دیگر ما مراجعه کنید.(چون در آن تاریخ هنوز تارنمای فارسی ما راه اندازی نشده بود.)

4. سایت اینترنتی «آخرین خبر» که از آوریل 2008 در دنور درایالت کلرادو آغاز به کار کرده، در مه 2009، مقاله ای را از شهر امان به قلم طارق دیلوانی منتشر کرد.، که با استناد به «منابع موثق» به نزاعهای داخلی عمیق میان مدیران و مسوولان شبکه القدس اشاره دارد، ویاد آورمی شود که این شبکه تلویزیونی به موازات شبکه الاقصی از سوی حماس برپا شده است. این مقاله می نویسد که ریشه اختلافات و نزاعها، از کشمکش داخلی مدیران، و از جمله بر سر اخراج کارمندان شیعه و به کارگیری کارمندان سنی به جای آنها ناشی می شود. شبکه القدس این گزارش را رد کرده بود.

5. شبکه القدس در آغاز کارش، ترجیح می داد که وابستگی مستقیم خود به سازمان حماس را در ابهام بگذارد. نبیل العتیبی مدیر شبکه درپی شروع کار شبکه می گفت که هدف آن، فراجناحی عمل کردن  و تعلق به همه فلسطینی هاست و این شبکه به توصیف او «همه کسانی را نمایندگی می کند که دلشان برای قدس و ارض فلسطین می تپد». ماجرای اخراج یحیی ابو زکریا  یک بار دیگر نشان می دهد که شبکه القدس وابسته به حماس است و به رهبری بیرونی حماس در دمشق نزدیکی دارد و از محل پولهائی که از ایران به سران حماس در سوریه داده می شود، برای تامین بودجه این شبکه مورد استفاده قرار می گیرد.

شرائط کاربری |  به فهرست ترجیحی ها اضافه کن  |  تماس با ما |  درباره ما | تارنمای «ملم» | نقشه سایت
حقوق محفوظ
[Jump to Top] [Jump to Main Content]