[Skip Header and Navigation] [Jump to Main Content]
Home
مرکز آگاهی های اطلاعات و ترور، وابسته به مرکز رهنمودهای اطلاعاتی («ملم»)

لینک های اولیه

  • خبرنامه
  • صفحه نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • پیوندها

جستجو

עברית | English
Francais | Русский
Deutsch| العربية

برگزیده اطلاعات

  •   نزاع فلسطينی- اسرائبلی
  •   حمايت از ترور
  پیوندها
Home

شيوه های حماس و ماهيت تهديد تروريستی از نوار غزه

 
15-03-10


شيوه های حماس و ماهيت تهديد تروريستی از نوار غزه
نسخه چاپنسخه چاپارسال برای دوستانارسال برای دوستان

  

نتیجه گیری بررسی های تکنیکی گزارش گلدستون و مقایسه آن با حقایق واقعی و رخدادهای به وقوع پیوسته درصحنه عمل

 

نتیجه گیری حقایق بررسی شده

 

1.  این سند، فشرده ای از اصول بارز و اساسی از گزارش مشروحی است که از سوی نهاد مطالعاتی ما با هدف تحقیق دقیق و عمیق بروی نحوه نگاه و موضع گیری های گزارش گلدستون در زمینه عملکرد حماس در نوار غزه پیش از عملیات «سرب گداخته» و در طول این عملیات تهیه شده است.

 

2.  بخش نخست گزارش تحقیقاتی ما، موضع گیری های گزارش گلدستون در مورد تهدید تروریستی از غزه را آنگونه که در طول سالها و قبل از عملیات «سرب گداخته» در نوار غزه ایجاد و تقویت شد، بررسی می کند. بخش های بعدی این تحقیق، به دیگر جنبه های مختلف رفتارهای حماس در طول عملیات «سرب گداخته» می پردازد، و بر کاربرد گسترده حماس از مردم غیر نظامی بعنوان «سپر انسانی» تاکید دارد. این سند تحقیقی توجه به جزئیات ریز در ماهیت اداره عملیات از سوی ارتش اسرائیل در نوار غزه را غیر ضروری دانسته و از آن خودداری کرده است زیرا که این امور در تحقیقات داخلی ارتش اسرائیل در دست بررسی است.

 

3.  در چارچوب این تحقیق میان آنچه که در گزارش گلدستون مورد اشاره قرار گرفته با واقعیات حقیقی در صحنه عمل مقایسه و تطبیق به عمل آورده ایم. این تطبیق بر اساس اطلاعات کاملا موثق امنیتی و متنوع و گسترده که از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی برتر اسرائیل صورت گرفته است و در تهیه آن از منابع خبری و رسانه ای علنی، و نیز استناد به اظهارات علنی سران حماس، بهره برده ایم.

 

4.  این تطبیق به گونه کاملا روشن ثابت می کند که گزارش گلدستون در چهار اصل اساسی خود در مورد رخدادها و حقایق مربوط به عملیات تروریستی و تشکل های مسلح خرابکاری و عملکرد آنها قبل از عملیات «سرب گداخته»، حقایق را نادیده گرفته و یا در درک درست حقایق دچار نارسائی جدی است – به گونه ای که به نتیجه گیری های نادرست در گزارش گلدستون انجامیده است:

الف – خودداری از پی بردن به ماهیت حقیقی سازمان حماس و غفلت از ویژگی های تروریستی این سازمان – گزارش گلدستون با یک جانبه نگری و حمایت آشکار از دیدگاه فلسطینی ها به ریشه های نزاع فلسطینی – اسرائیلی می پردازد و تنها به انتقادهای بسیار شدید و گزنده علیه اسرائیل اکتفا می کند. گزارش گلدستون از پرداختن به ایدئولوژی اسلامگرای افراطی حماس که استراتژی این سازمان است، و نیز از تامل و تعمق بروی زیر بنای نظامی که این سازمان برای خود بوجود آورده، کاملا غافل می شود و  برنامه  های بلند پروازانه مبتنی بر اسلام افراطی را که سیاست راهبردی این سازمان است، اصولا مورد توجه قرار نداده است. گزارش گلدستون از خاطر برده است که بررسی کند که سازمان حماس نفرت کور از غرب و حکومت های میانه روی عرب و اسلامی را در دستور کار خود قرار داده است. گزارش گلدستون به این امر نیز توجه نکرده است که حماس با کاربرد شیوه های وحشیانه و ضد انسانی و سرکوبگری علیه آن بخش هائی از فلسطینی ها که راه و روش حماس را قبول ندارند، سازمان حماس را بر غزه مسلط گردانده است. گزارش گلدستون از یاری های گسترده دولت سوریه که خود را در صف نخست خصم  اسرائیل می داند، و از روی این خصومت است که حماس را زیر پر و بال خود گرفته، غافل شده است. گزارش گلدستون از این واقعیت چشم پوشی کرده است که حماس برنامه ریز بیشترین عملیات ترور انتحاری علیه مردم اسرائیل بوده و عاملان ترورهای انتحاری را تربیت و مجهز کرده و یا بیشترین حملات آتشباری مسلحانه علیه مردم اسرائیل، از سوی نیروهای وابسته به حماس انجام شده است. گزارش گلدستون حکومت حماس در غزه را به منزله یک دولت عادی برخاسته از اراده و رای مردم تلقی کرده (Gaza authorities)، و در واقع، این ادعای بی اساس حماس را پذیرفته که بدروغ می گوید که گویا باید میان سازمان حماس با شاخه نظامی آن سازمان تفاوت قائل شد؛ ادعائی که هیچ اساسی ندارد و هیچ گونه تفاوتی میان کادر سیاسی با شاخه نظامی این سازمان وجود ندارد. تحقیق به عمل آمده از سوی نهاد ما دوباره این واقعیت روشن را ثابت می کند که کادر سیاسی و شاخه نظامی حماس یک موجودیت واحد و جدائی ناپذیر، با عملکردی واحد و روشن هستند و ارتباط میان سران تروریستی سازمان با آنانی که خود را سیاسیون حماس می نامند، ارتباطی ناگسستنی است.

ب-  کوچک تلقی کردن ابعاد ترور و عملیات تروریستی از غزه علیه مردم و کشور اسرائیل ضمن خودداری گزارش گلدستون از مسوول معرفی کردن سازمان حماس بخاطر این عملیات علیه اسرائیل -  گزارش گلدستون در بخش  اشارات خود به حملات راکتی حماس علیه زندگی و مردم جنوب اسرائیل، تنها به یک دوره کوتاه شش ماهه قبل از عملیات «سرب گداخته» پرداخته است و نیز نگاهی مختصر و کاملا گذرا نسبت به آغاز حملات راکتی در سال 2001 داشته است، و از تعمق و تامل بروی سایر عملیات تروریستی و ستیزه جویانه ای که ریشه در ماهیت و برنامه های راهبردی سازمانهای مسلح در غزه دارد (مانند حملات مرگبار و کور علیه مردم اسرائیل درون خاک این کشور و یا حمله به کارگران و مردم غیر نظامی در گذرگاههای میان غزه با اسرائیل و کشتن انسانهائی که صرفا مشغول کمک های بشردوستانه به خود فلسطینی ها بوده اند، مانند حملات متعدد به کارگران و رانندگان اسرائیلی که سوخت برای غزه به پایانه نفتی «نخل عوز» می بردند)، کاملا غفلت کرده و به هیچیک از این موارد متعدد کشتارها توجه نکرده است. در عین حال باید بر این واقعیت نیز انگشت نهاد که گزارش گلدستون در هر حال تاکید و تصریح کرده است که حملات راکتی علیه مردم غیر نظامی اسرائیل «جنایت جنگی» است. (باید یادآور شد که در طول هفت سال قبل از عملیات «سرب گداخته»، هشت هزار فروند راکت و خمپاره از غزه به خاک اسرائیل شلیک شده بود، که موجب مرگ و میر بسیار و جراحات شدیدی شد و مهم تر از همه، در طول هفت سال، زندگی صدها هزار نفر از مردم در جنوب اسرائیل را هر روز دچار نگرانی و تنگنای شدید کرده بود). علیرغم آنکه گزارش گلدستون حملات راکتی علیه مردم اسرائیل را «جنایت جنگی» می نامد، اما از مسوول دانستن حماس خودداری می کند و یا اینکه اصولا نام هیچ سازمان و تشکل تروریستی در غزه را به عنوان مسوول ذکر نمی کند (سازمان جهاد اسلامی فلسطین که همسو با حماس و در کنار این سازمان علیه مردم اسرائیل فعالیت های مرگبار گسترده ای داشته و دارد، و نیز دیگر تشکل های تروریستی در گزارش گلدستون مورد اشاره قرار نگرفته اند). گزارش گلدستون در واقع ترجیح می دهد که هیچ آدرسی برای مسوولیت حملات راکتی ندهد (نه نام کسی، نه نام سازمان و یا تشکلی را مطرح نکرده است)، و معلوم نیست که چه کسی را باید پاسخگوی این حملات تلقی کرد و به پای میز محاکمه آورد. این خسران اساسی در گزارش گلدستون درحالی است که نویسندگان این گزارش تمامی اهرم فشار و اتهام را بر دوش اسرائیل نهاده و از نتایج مغرضانه و یک سویه گزارش نیز برای ایجاد فشار بیشتر علیه نهادهای قضائی و اطلاع رسانی اسرائیل بهره گیری می کنند.

ج -  در چارچوب تمایل کلی گزارش گلدستون، از این واقعیت که سازمان حماس در سال های 2007 و 2008 به تلاشی سنگین برای تقویت زیربنای نظامی و دستیابی به مهمات و راکت های بیشتر پرداخته بود، غفلت شده است. این تلاش گسترده سازمان حماس به یک تهدید مهم امنیتی علیه اسرائیل بدل شد (درعین حال، گزارش گلدستون به جای بررسی و پرداختن به این واقعیات، به طور مشروح و کسل کننده ای خود را به روند تاریخی نزاع فلسطینی – اسرائیلی مشغول کرده است). غفلت گزارش گلدستون درحالی است که تقویت زرادخانه و توان نظامی حماس یک خطر امنیتی جدی برای اسرائیل ایجاد کرد و توافق های صلح اوسلو میان اسرائیل و فلسطینی ها را با خطر  جدی فروپاشی روبرو کرد (باید یاد آور شد که در چارچوب پیمان های صلح اسلو میان دولت اسرائیل با سازمان آزادیبخش فلسطین، که در سپتامبر 1993 امضا شد، تاکید شده است که تنها تشکیلات خود گردان فلسطینی و نهادهای رسمی امنیتی این تشکیلات هستند که حق دارند از سلاح برخوردار باشند تا با این سلاح، امنیت و نظم را برقرار کنند). گزارش گلدستون درتمامیت خود از این اصل مهم که مورد شناسائی جامعه جهانی قرار گرفته، غافل شده است و به زیر بنای حماس و تشکیل نیروی نظامی حماس و تبدیل شدن آن به نیروی شبه نظامی (مانند حزب الله لبنان و با الهام از حزب الله لبنان) توجه لازم را مبذول نداشته است. گزارش گلدستون از این واقعیات ابتدائی نیز غافل شده است که حماس دست اندرکار قاچاق انواع اسلحه و مهمات ساخته شده در صنایع نظامی کشورهای مختلفی (از جمله ایران و سوریه) است و انواع سلاحهائی با کیفیت نظامی بالا را در اختیار گرفته، و افزون بر آن، به طور گسترده ای به آموزش نظامی نیروهای خود در نوار غزه، ایران و سوریه اقدام می کند، و نیز همزمان، تلاش بی وقفه و گسترده ای را برای تولید انواع راکت در کارگاههای تسلیحاتی خود در غزه پیگیری می نماید. گزارش گلدستون کاملا از این واقعیت نیز غافل شده است که سازمان حماس، حتی از قبل از عملیات «سرب گداخته» عادت داشت که محلات مسکونی و نهادهای غیر نظامی و حتی مساجد و بیمارستان ها و مدارس را به انبار تسلیحاتی تبدیل کند و از شهروندان غیر نظامی فلسطینی به عنوان «سپر انسانی»، سواستفاده کند، و حتی درون محله ها و در قلب مکان های غیر نظامی سنگر ایجاد کند و تسلیحات خود را پنهان نماید و یا از درون آنها آتشباری کرده و حتی به مین گذاری اقدام نماید و خانه های غیر نظامیان فلسطینی را نیز  مین گذاری کند.

د -  گزارش گلدستون به طرز غیر قابل توجیهی از این واقعیت کاملا غفلت کرده است که ایران و حزب الله و سوریه به طور گسترده ای به تقویت حماس اقدام کردند (کمک های مستقیم ایران و سوریه به حماس، یا غیر مستقیم از طریق حزب الله لبنان). کمک های مستقیم و غیر مستقیم ایران، سوریه و حزب الله به حماس در طول دو سال قبل از عملیات «سرب گداخته» شدیدا گسترش یافته بود و از جمله هزاران فروند راکت، و دانش و تکنولوژی تولید راکت و مهمات و تسلیحات مرگ آفرین دیگری همراه با آموزش نیروهای حماس در اختیار این سازمان افراطی قرار گرفت. برنامه های تعلیمات پیشرفته خرابکاری به نیروهای حماس با کمک های مالی کلان از ایران همراه شد. این کمک های چشمگیر بعد از عملیات «سرب گداخته» نیز ادامه یافت و به حماس امکان داد که توان از دست رفته و تضعیف شده خود را دوباره بسازد و بار دیگر سر پا بایستد و توان نظامی خویش را به میزان چشمگیری نوسازی نماید (در چارچوب این روند، محموله های متعدد حاوی راکت های بسیاری از ایران به غزه رسیده که برد آن بیشتر از گذشته است و این بار می تواند به مرکز اسرائیل نیز برسد).

 

5.  چهار اصل اساسی مشکل آفرین یاد شده دربالا در گزارش گلدستون، مانع از درک درست دلائل و چگونگی اتخاذ تصمیم اسرائیل به آغاز عملیات «سرب گداخته» می شود. بدون درک درست حقایق، بیان روندی که به عملیات نظامی ارتش اسرائیل منجر شد، به امری ساختگی و  کاملا ناکافی تبدیل می شود.

 

6.  از سوی دیگر، گزارش گلدستون خط ادعائی حماس را در مورد افزایش حملات راکتی اش در سال 2008 پذیرفته است درحالی که همین گسترش چشمگیر حملات راکتی حماس بود که موجب شد در پایان این سال، اسرائیل عملیات «سرب گداخته» را انجام دهد. برای مثال، چند دوره آرامش نانوشته و شفاهی میان اسرائیل و حماس، از جمله یک دوره شش ماهه قبل از آغاز عملیات نظامی ارتش اسرائیل (با میانجی گری مصر) بدست آمده بود اما سازمان حماس هر بار این آتش بس را نقض می کرد و حملات راکتی را شدت می بخشید. اما گزارش گلدستون این رفتار حماس را کم اهمیت دانسته است. گزارش گلدستون اصولا به صورت بسیار مختصر و جزئی به انگیزه های حماس در حملات راکتی علیه اسرائیل می پردازد. گزارش گلدستون حتی از مسوول دانستن حماس که «تفاهم نانوشته آرامش» را پایان یافته اعلام کرد، خودداری کرده است این درحالی است که حماس به طور یک جانبه و صریحا اعلام کرد که دیگر این آتش بس نانوشته (به زبان عربی: «هدنه») را قبول ندارد و لغو آنرا یک جانبه خبر داد. این اقدام حماس نقش مهمی در به وخامت کشاندن اوضاع داشت، و مصر و تشکیلات خود گردان فلسطینی نیز سازمان حماس را بخاطر پایان دادن به «هدنه» بشدت تقبیح کردند و نسبت به عواقب آن هشدار دادند.

 

7.  عملکرد جنگی اصلی سازمان حماس در طول عملیات نظامی «سرب گداخته»،  سواستفاده گسترده و غیر قابل قبول از مردم بعنوان «سپر انسانی» بود. در واقع حماس با این عملکرد خود، از شیوه مشابهی که سازمان حزب الله در طول حدود دو دهه در لبنان استفاده کرده بود، پیروی کرد و راه و روش حزب الله، الهام بخش حماس بوده است. گزارش گلدستون از پرداختن به نبود تقارن نظامی در صحنه جنگ و مفاهیم آن درقبال محلات مسکونی که به صحنه نبرد غیر متقارن تبدیل می شود، خودداری کرده و نخواسته است که در این اصول مهم تعمق و تامل کند. ارتش اسرائیل در مقابله با تروریست ها در مناطقی که محله های مسکونی است با دشواری های عظیمی روبرو بود و این واقعیت، معما و تردیدهای بسیاری برای ارتش بوجود می آورد و چه از نظر عملیاتی و چه از نظر وجدانی و اخلاقی، نیروهای ارتش می بایست با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کردند (این امر، مشابه مشکلات و موانعی است که ارتش های آمریکا، بریتانیا و کشورهای دیگر در صحنه ی نبردهای دیگر جهان؛ عراق و افغانستان، چچن و غیره با آن روبرو هستند). گزارش گلدستون به موضع اسرائیل یا بی اعتناست یا اینکه واقعیات ارائه شده از سوی اسرائیل را بطور سیستماتیک رد می کند، و برعکس، می

 

کوشد که بار گناه «سپر انسانی» کردن مردم غیر نظامی فلسطینی را متوجه ارتش اسرائیل کند درحالی که بیشترین تلاش نیروهای ارتش، جلوگیری از این امر بوده است.   

 

8.       گزارش تحقیقی نهاد ما، تاکتیک های رزمی مختلف و متنوع سازمان حماس و تشکل های تروریستی دیگر را که همگی بر اساس استفاده از غیر نظامیان به عنوان «سپر انسانی» بود، تشریح می کند. از جمله آنها مردم غیر نظامی را در محله هائی که ارتش اسرائیل در آنها در جستجوی تروریست ها بود، مجبور به ماندن می کردند، و در اوج عملیات مسلحانه نیز مردم را وادار می کرد که منطقه را ترک نکنند. حماس حتی ابائی نداشت ک از گروههای کودکان برای فراری دادن نیروهای مسلح خود از کانون های درگیری سو استفاده کند و حتی از خانه های مردم غیر نظامی فلسطینی برای عملیات خود بهره می برد و هراسی نداشت که دریچه تونل های زیر زمینی را در خانه های مردم غیر نظامی قرار دهد و یا اینکه از درون خانه های غیر نظامی به آتشباری گسترده و بی محابا اقدام کند. حماس افزون بر تبدیل کردن محله های مسکونی متعدد و پشت بام خانه های غیر نظامی ها به میدان جنگ با نیروهای ارتش اسرائیل، از مراکز دیگری نیز به طور گسترده سو استفاده می کرد. درموارد متعددی هنگامی که نبردهای نظامی با ارتش اسرائیل در گرفته بود، حماس مردم عادی را فرا می خواند که به آن ناحیه بشتابند و خود را سپر گوشتی نیروهای مسلح حماس کنند.

 

 

9.  سازمان حماس در چارچوب اجرائی کردن شیوه های رزمی خویش با کاربرد مردم بعنوان «سپر انسانی»، از موسسات عمومی و اماکن دولتی نیز استفاده گسترده ای می کرد. ارزیابی حماس این بود که با توسل به استفاده از این اماکن، شانس نیروهای مسلح خود را برای بقا در جنگ افزایش می دهد و کار نیروهای ارتش اسرائیل را دشوارتر می کند. تحقیق ما همچنین نشان می دهد که حماس در استفاده گسترده و وسیع و سازمان یافته از مساجد، بیمارستانها و مدارس و سایر موسسات آموزشی نیز ابائی نداشت. حماس از جمله، تسلیحات و راکت ها و مهمات انفجاری خود را در این اماکن پنهان می کرد، و برخی از نشست های نیروهای حماس برای برنامه ریزی حملات و درگیری با نیروهای ارتش اسرائیل نیز در این اماکن عمومی صورت می گرفت و در موارد زیادی، نیروهای مسلح حماس از درون یا از کنار این اماکن عمومی و دولتی که می بایست مصونیت داشته باشند، به سوی اسرائیل راکت شلیک می کردند.

 

10.               گزارش تحقیقی ما از جمله مواردی را به عنوان «مشت نمونه خروار» ذکر می کند که نشان می دهد نیروهای حماس تسلیحات و مهمات را در زیر پیشخوان خطیب نماز مساجد پنهان می کردند مانند مورد پنهان کردن اسلحه و مهمات در زیر پیشخوان خطیب مسجد «العطاطره» در شمال نوار غزه، استفاده وسیع از امکانات بیمارستان الشفا (بزرگ ترین بیمارستان و مرکز درمانی در نوار غزه) و بیمارستان های دیگر، کاربرد بشدت پیگیرانه و گسترده حماس از آمبولانس ها برای نقل و انتقال نیروهای مسلح حماس در زمان عملیات جنگی، کارگزاری بمب و مین گذاری مدرسه محله الزیتون در غزه، تبدیل کردن آزمایشگاههای دانشکده های علوم دانشگاه اسلامی غزه به مرکز تولید راکت و سایر مهمات و تسلیحات. گزارش گلدستون چشمان خود را کاملا بروی این شیوه های حماس بسته است و یا اینکه در بهترین حالت، ابعاد و اهمیت این پدیده را بسیار دست کم انگاشته است.

 

11.                گزارش تحقیقی ما مجموعه شواهد مربوط به میزان دخالت نیروهای  پلیس و کادر امنیت داخلی حماس در عملیات نظامی- تروریستی را درحالت عادی و  نیز در طول عملیات «سرب گداخته» مورد بررسی عمیق قرار داد. گزارش گلدستون این نظریه حماس را پذیرفته و مورد حمایت قرار داده است که مدعی است که نیروهای سازمان امنیت داخلی حماس هیچ گونه دخالتی در عملیات تروریستی و حملات راکتی ندارند و تنها کار آنها، گویا، حفظ نظم و تامین امنیت مردم غیر نظامی در باریکه غزه است. بنابر این، گزارش گلدستون با استناد به این فرضیه نادرست خود، اسرائیل را به دلیل حمله به پایگاهها و مقرهای نیروهای وابسته به پلیس و سازمان امنیت داخلی حماس بشدت مورد انتقاد قرار داده است. اطلاعات بسیار موثق و کاملا امین بدست آمده از نهادهای اطلاعاتی ما، و نیز حتی اظهارات علنی سران و مقامات سازمان حماس، و نیز با استناد به برخی اطلاعات علنی و رسانه ای دیگر، می توان با جرات تعیین کرد و گفت که ماهیت و میزان دخالت نیروهای امنیتی و پلیس وابسته به حماس در عملیات تروریستی و نظامی در سه سطح صورت گرفته است:

 

الف – در عالی ترین سطح دولتی حماس: وزارت کشور دولت حماس حامی اصلی یگانهای عزالدین القسام (شاخه نظامی حماس) و نیز سایر تشکل های مسلح فلسطینی بوده است. مقامات ارشد حماس در سخنان خود به زبان عربی همکاری تنگاتنگ میان وزارت کشور دولت حماس در غزه با نیروهای یگانهای عزالدین القسام و سایر نیروهای مسلح فلسطینی را مورد تحسین قرار داده اند (در حالی که در سخنانی که در مصاحبه ها و گفتارهایشان به زبان انگلیسی و یا هنگام پاسخگوئی به پرسش های گزارشگران شورای حقوق بشر سازمان ملل بیان کرده اند، کاملا حقیقت را وارونه جلوه داده و از هر گونه اشاره ای به همکاری نزدیک میان نیروهای پلیس و سازمان امنیت داخلی دولت حماس با نیروهای شاخه نظامی حماس خودداری کرده اند). برای مثال، فتحی حماد، وزیر کشور و امنیت ملی در دولت اسماعیل هنیه، در سخنانی به این امر «افتخار» کرد که وزارت تحت سرپرستی وی تلاش بسیاری را به کار می برد تا به آسان کردن اجرائی شدن «عملیات جهادی» نیروها و سازمان های مختلف یاری برساند. فتحی حماد تاکید کرد که خود وی و مقامات ارشد وزارتخانه اش بطور منظم و سیستماتیک با فرماندهان شاخه های نظامی این سازمان ها دیدار می کنند تا موانعی را که بر سر راه عملیات نظامی آنها وجود دارد، برطرف کنند. در سخنانی در موردی دیگر، فتحی حماد در مقام تشویق و تجلیل از سعید الصیام، (وزیر کشور که قبل از او وزارت را در دست داشت و در آغاز عملیات «سرب گداخته» کشته شد)، گفت که «یکی از مهم ترین دستآوردهای سعید الصیام، برقراری همکاری میان نیروهای امنیتی دولت حماس با تشکلهای مقاومت فلسطینی بود».

ب‌-         همکاری سازمان یافته و سیستماتیک میان نیروهای پلیس و سازمان امنیت داخلی حماس با یگانهای عزالدین القسام: اطلاعات کاملا موثق امنیتی نشان می دهد که نمی توان میان فعالیت نیروهای پلیس و امنیت داخلی حماس با افراد شاخه نظامی حماس تفاوت قائل شد و همکاری تنگاتنگ و منظم و پیگیرانه ای میان آنها وجود دارد. این همکاری در طول سالها به گونه سازمان یافته و نهادینه صورت گرفته و ادامه یافته است. بر اساس این همکاری، آنها برای ارزیابی موقعیت و فعالیت ستادهای خود در مقرها و نهادهای آموزشی نیروهای عزالدین القسام نشست های مشترک برگزار کرده اند (یکی از این موارد در ویدئوئی دیده می شود که در آن، نیروهای شاخه نظامی حماس در حال گرفتن تعلیمات چریکی بروی خودروی پلیس وابسته به دولت حماس هستند). کمین گرفتن و دیده بانی، انتقال مهمات و تسلیحات از سوی نیروهای شاخه نظامی حماس به دست نیروهای پلیس دولت حماس و آمادگی مشترک برای نحوه مقابله و انتخاب تاکتیک های رزمی علیه نیروهای ارتش اسرائیل، بخشی دیگر از برنامه ها و همکاری های مشترک میان شاخه نظامی حماس با نیروهای پلیس و افراد سازمان امنیت داخلی دولت حماس بوده است. نیروهای پلیس و اعضای سازمان امنیت داخلی حماس به جای وظیفه عادی خود، در خدمت صفوف شاخه نظامی حماس بودند و حضور آنها برای کمک به هدف های نظامیان حماس، غیبت از محل اصلی خدمت شان محسوب نمی شد بلکه از سوی فرماندهان شان به این وظایف گماشته می شدند. بعد از عملیات «سرب گداخته» نیز این همکاری ادامه یافته، و برای مثال، در بیستم دسامبر 2009، یگانهای عزالدین القسام رزمآیش نظامی مشترک و گسترده ای را با همراهی نیروهای پلیس و کادر امنیت داخلی دولت حماس در بخش های شمالی نوار غزه برگزار کردند که هدف آن، «مقابله با یک حمله احتمالی ارتش اسرائیل» اعلام شد. نیروهای امنیت داخلی دولت حماس نقش مرکزی در این مانور مشترک را ایفا کردند و به ارزیابی همکاری خود با نیروهای شاخه نظامی حماس، در صورت تکرار وقوع حمله نظامی از سوی اسرائیل، پرداختند.  

ج – عملیات رزمی با فرماندهی شاخه نظامی حماس: در این چارچوب، نیروهای پلیس و سایر نهادهای امنیت داخلی دولت حماس در صفوف شاخه نظامی حماس فعالیت منظم داشته و بخشی از آن بوده و هستند. اطلاعات امنیتی کاملا موثق ثابت می کند که نیروهای  پلیس و امنیت داخلی دولت حماس وظیفه داشته اند که عضو دائمی یگانهای عزالدین القسام باشند و در مواقع ضرورت (مانند عملیات «سرب گداخته») در خدمت شاخه نظامی حماس باشند و از هیچ کمکی به آن دریغ نکنند. این همکاری در طول عملیات «سرب گداخته» کاملا وسیع و گسترده بوده است. به هنگام ورود نیروهای ارتش اسرائیل به نوار غزه، مانند زمانی که عملیات «سرب گداخته» روی داد، فعالان و اعضای امنیت داخلی دولت حماس به بخشی جدائی ناپذیر از آرایش جنگی حماس تبدیل می شوند (چه از راه پیوستن به نیروهای سازمانی شاخه نظامی حماس و چه از طریق فعالیت نهادهای مختلف زیر نظر فرماندهی نظامی حماس، و در کنار و همراه با شاخه نظامی این سازمان).  

12.    در طول عملیات «سرب گداخته» و پس از آن، شماری از نیروهای پلیس و سازمان امنیت داخلی حماس که «هویت دو گانه» داشتند، کشته شدند. حماس ابتدا برای پنهان کردن هویت نظامی آنها تلاش چشمگیری را به عمل آورد. اما در طول عملیات و بویژه هر چه که از موعد پایان عملیات دورتر شدیم، سازمان حماس سیاست پنهان کردن هویت نظامی این نیروهای کشته شده خود را ترک کرد و در بیانیه ها و مراسم مختلف و در اعلامیه هائی که در یادبود آنها منتشر کرد، به هویت واقعی و فعالیت نظامی آنها و «خدماتی» که به شاخه نظامی حماس کرده بودند، بیشتر و بیشتر اشاره کرد و نشان داد که آنها «هویت دو گانه» داشته اند. در برخی از این اعلامیه ها و پوسترهای یادبود به روشنی دیده می شود که این کشته ها یونیفورم نیروهای پلیس را به تن داشته و در صفوف یگانهای عزالدین القسام هم بوده اند. سازمان حماس لفاظی ها و زبان و ادبیات خاص خود را برای تعریف فعالیت این نیروهایش دارد اما آشنایان به این ادبیات ویژه می توانند درک کنند که این «شهدا» صرفا اعضای بیگناه نیروهای پلیس و وزارت کشور نبوده اند (اما در مقام پاسخگوئی به پرسش های گزارشگران هیات تحقیق گلدستون، سران حماس از هرگونه اشاره به این واقعیات خودداری کرده اند). حماس میان فعالان شاخه نظامی یگانهای عزالدین القسام با نیروهای امنیت داخلی وزارت کشور خود هیچ تفاوتی قائل نمی شود و همه آنها را به چشم مبارزانی که در جنگ با اسرائیل «شهید» شده اند، می نگرد.

13.     نهادهای امنیتی اسرائیل آمار کشته های فلسطینی ها در طول عملیات «سرب گداخته» را تحت بررسی موشکافانه قرار داده اند؛ امری که گزارش گلدستون نیز به آن می پردازد. بر اساس بررسی های کاملا دقیق، در طول این عملیات، 1166 نفر کشته شدند که 709 نفر آنها در صفوف نظامی و امنیتی حماس بودند. بر اساس نتایج این بررسی های سختگیرانه، دست کم شصت در صد از کل کشته ها در عملیات «سرب گداخته»، فعالان ترور مسلح و در حال شرکت در نبرد و مقابله نظامی با نیروهای ارتش اسرائیل بودند.

14.    علیرغم این تحقیقات موشکافانه و کاملا دقیق اسرائیل، گزارش گلدستون ترجیح داده است که آمار و ارقام کذب ارائه شده از سوی سازمان حماس و گروههای موسوم به «مدافع حقوق فلسطینی ها در غزه» و کمیته «التوثیق» را  قبول کند (در حالی که همگی این نهادها زیر نظر حماس هستند و یا اینکه در فضای رعب آور غزه و زیر تهدید های حماس فعالیت می کنند). آمار حماس مدعی است که شمار کشته های عملیات «سرب گداخته» بیشتر از یک هزار و چهارصد نفر بوده است و شمار کشته های نظامی را ظاهرا تنها حدود بیست درصد از کل کشته ها عنوان می کند. (باید گفت که کمیته «التوثیق» یک کمیسیون مامور شده از سوی اسماعیل هنیه، نخست وزیر حماس درغزه، در وزارت دادگستری دولت حماس است که هدف از بر پائی این کمیسیون، سندیت بخشیدن به نظرات حماس در قبال عملیات «سرب گداخته» است. این کمیسیون اکنون روند پیگیری شکایات قضائی علیه سیاستمداران و نظامیان اسرائیلی در کشورهای جهان، بویژه در اروپا را دنبال می کند و برای این شکوائیه های حقوقی خود نیز بویژه به گزارش گلدستون استناد می کند). یکی از دلائل مهم تفاوت زیاد در آمار ارائه شده از سوی اسرائیل با تعداد چشمگیر کشته های غیر نظامی بیان شده از سوی حماس در همین نکته است که حماس تلاش کرده تا هویت نظامی بسیاری از نیروهای خود را پنهان کند و نیروهای پلیس و کادر وزارت امنیت داخلی را افراد غیر نظامی جلوه دهد، و با استناد به این استدلال دروغین، می کوشد که نشان دهد که گویا اسرائیل عمدا غیر نظامی ها را هدف قرار داده است.

15.                 درصد شمار خرابکارانی که کشته شدند (دست کم شصت درصد از کل کشته های آن عملیات) در مقایسه با مرگ افرادی که در عملیات مسلحانه دخالتی نداشته اند، درصد نسبتا بالائی است بویژه اگر این واقعیات به حساب آورده شود که عملیات در محله های مسکونی پرجمعیت، در نوار غزه که اصولا یکی از متراکم ترین درصدهای جمعیتی در جهان را دارد و خانواده ها بشدت پر اولاد هستند، صورت گرفته است. این امر باید کاملا مد نظر باشد که سازمان حماس عامدانه از شهروندان به عنوان «سپر انسانی» استفاده کرده است. گزارش گلدستون به الزامات و ملزومات یک نبرد غیر متقارن نظامی در برابر عوامل تروریستی، که از جمعیت شهروندی غیر نظامی به منزله «سپر گوشتی» برای نجات نیروهای مسلح خود و کمک به آنها سو استفاده می کنند، توجه نکرده و از این واقعیات غفلت نموده است. (حماس از فاجعه قربانیان غیر نظامی نیز برای هدف های تبلیغی خود بیشترین بهره گیری را کرده است). گزارش گلدستون تلاش نکرده است که عملکرد ارتش اسرائیل در مناطق مسکونی غزه را با عملیات نظامی ارتش های دیگر جهان علیه عوامل ترور اسلامگرای افراطی در صحنه های دیگر دنیا (مانند عراق، چچن و افغانستان) مقایسه کند.

 

نتیجه گیری

16.  نتیجه گیری اصلی و اساسی برآمده از سند پژوهشی ما نشان دهنده تفاوتی چشم گیر و جدی میان این تحقیقات با نتیجه گیری ها و داده های بیان شده در گزارش گلدستون از رخدادهاست، و نشان می دهد که گزارش گلدستون به طرزی فاحش به سود منافع و دیدگاههای حماس، و ضمن نادیده گرفتن نظرات اسرائیل، موضع گیری کرده است. گزارش گلدستون بطرزی سیستماتیک و کاملا گزینشی و مغرضانه رخدادها را بررسی کرده ( نگاهی گزینشی که در موارد بسیاری بر اساس حمایت از مواضع حماس یا نظرات رهبران و سازمان های وابسته به حماس یا دیگر نهادهای طرفدار فلسطینی هاست). گزارش گلدستون تلاش کرده است که در بررسی های خود نظرات حماس و برنامه های تبلیغی این سازمان را تامین کند که همواره مدعی بوده که اسرائیل «عمدا و بی دلیل، شهروندان غیر نظامی را مورد حملات کور قرار می دهد». ما تهیه کنندگان این سند تحقیقی، به این واقعیت اذعان داریم که بخشی از اطلاعاتی که در اختیار گزارشگران کمیسیون حقیقت یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل به ریاست قاضی ریچارد گلدستون بوده، در اختیار ما قرار نداشت و دسترسی به آن برای ما امکان پذیر نبود، اما این واقعیت نیز کاملا روشن است که تهیه کنندگان گزارش گلدستون، به طرزی سیستماتیک از بسیاری از واقعیات و حقایقی که در اختیار داشتند، غافل شدند که این عدم توجه موجب شده است که تز اصلی گزارش گلدستون مخدوش باشد و یا اینکه دست کم، موجب ایجاد پرسش های جدی و کاملا سنگینی در مورد اعتبار این تز گزارش گلدستون شود.

 

17.   گزارش گلدستون یا از وخامت تهدیدهای تروریستی از نوار غزه علیه کشور اسرائیل، در دوره قبل از عملیات «سرب گداخته» غفلت می کند یا در بهترین حالت، این تهدید جدی را (که هنوز نیز بالقوه علیه اسرائیل وجود دارد) کم اهمیت می انگارد.  گزارش گلدستون بطور سیستماتیک از پرداختن و تعمق در ماهیت سازمان حماس و هدف هائی که این سازمان برای خود تعیین کرده، غفلت ورزیده است. گزارش گلدستون از مسوول دانستن حماس یا هر تشکل تروریستی دیگر در شلیک راکت ها در طول سال ها علیه مراکز جمعیتی و شهر و شهرک ها و آبادی ها و مزارع اشتراکی کشور اسرائیل خودداری کرده است. گزارش گلدستون از مسوول دانستن حماس در کاربرد مردم غیر نظامی غزه بعنوان «سپر انسانی» امتناع ورزیده است. حماس تاکید کرده است که از چشم این سازمان، گزارش گلدستون از حماس در بند «جنایت جنگی» سلب مسوولیت و رفع اتهام کرده است و این سازمان را در حملات راکتی و دیگر عملیات مسلحانه صورت گرفته از غزه علیه مردم و کشور اسرائیل مقصر و خطاکار نمی داند. از هنگام انتشار گزارش گلدستون، سازمان حماس از آن علیه کشور اسرائیل و حتی علیه تشکیلات خود گردان فلسطینی، بیشترین بهره برداری را کرده است.

 

منابع

 

18.  این سند تحقیقی ما با استناد به اطلاعات کاملا موثق و وسیع امنیتی برگرفته از مطالب نهادهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل تهیه و تنظیم شده است. این اطلاعات از سوی این نهادها در اختیار تیم تحقیقاتی ما قرار گرفت. از مطالب منتشره در رسانه های فلسطینی، و رسانه های دنیای عرب و رسانه های بین المللی نیز استفاده کرده ایم. همچنین از گزارشهای پیشین نهاد تحقیقاتی خود در باره عملکرد تشکل های تروریستی نیز بهره برده ایم. (این اطلاعات را نیز در اختیار تیم گزارشگران زیر نظر قاضی گلدستون قرار داده بودیم، اما کمیسیون گلدستون از این اطلاعات، به گونه کاملا گزینشی استفاده کرد). در تهیه سند تحقیقاتی خود همچنین از شواهد و تحقیقات انجام شده از سوی ارتش اسرائیل و نیروهای نظامی که مستقیما درگیر عملیات بودند، بعنوان مکملی در کنار اطلاعات امنیتی بهره گرفته ایم.

 

19.  در سند تحقیقاتی خود بطور مشخص از این منابع استفاده کرده ایم:

الف – گزارش های وسیع نهادهای اطلاعاتی، و از جمله؛ اطلاعات رسیده به ماموران و نهادهای امنیتی، و نیز اطلاعاتی دیگر، مانند شبکه های اجتماعی و کاربری خود تشکل های مسلح فلسطینی.

ب -  بازجوئی ها از فعالان امور تروریستی وابسته به سازمان هائی مانند حماس و سایر تشکل های خرابکاری که در طول عملیات «سرب گداخته» دستگیر شدند.

ج – فیلمهای ویدئوئی بدست آمده که ارتش اسرائیل در طول عملیات «سرب گداخته» از محل درگیری ها در نوار غزه گرفته بود.

د – تعمق در تصاویر هوائی گرفته شده- این هدف ها از سوی نیروی هوائی اسرائیل مورد حمله قرار گرفت و تصاویر هوائی که قبل از حمله  گرفته شده بود، نوع و ماهیت فعالیت نیروهای تروریستی در این اماکن را نشان می دهد. این تصاویر مربوط به مقرها، پایگاهها، آموزشگاههای نظامی، انواع تجهیزات و تسلیحات در این محل ها بود. همچنین تصاویر زیادی از محله های مسکونی غزه که درون آنها عملیات تروریستی گسترده در جریان بوده است، مورد بررسی و کنکاش موشکافانه ما قرار گرفته است.

ه -  اسناد غنیمت گرفته شده که در طول عملیات «سرب گداخته» بدست آمد ( و بویژه، دو نقشه عملیاتی محله های مسکونی در شمال غزه که برای عملیات نظامی آماده شده بودند).

و -  فیلمهای ویدئوئی و اطلاعاتی که منبع آن، رسانه های سازمان حماس و نیز سایر رسانه های عربی و منطقه ای یا جهانی است، و نیز از مصاحبه های خبرنگاران غربی با مردم محلی در غزه در سند تحقیقاتی خود استفاده کرده ایم.

ز -  عکس های گرفته شده از واحد عکاسی ارتش اسرائیل به هنگام عملیات نظامی یاد شده در غزه.

ح -  شواهد افسران ارتش اسرائیل که در عملیات «سرب گداخته» خدمت کرده اند.

 

متدولوژی ( اسلوب و روش شناسی علمی) به کار رفته برای تهیه سند تحقیقاتی نهاد ما

 

20.  این تحقیق از سوی تیم پژوهشگران مرکز امور اطلاعاتی و ضد تروریسم، وابسته به مرکز میراث اطلاعاتی («ملم») با ریاست دکتر و ژنرال دوره احتیاط رئوبن ارلیخ، با یاری نهادهای امنیتی اسرائیل تهیه و تنظیم شده و به رشته تحریر در آمده است. مرکز میراث اطلاعاتی و امور ضد تروریسم، به عنوان بخشی از مطالعات منظم خود در طول سال ها قبل از عملیات «سرب گداخته» به بررسی پیگیرانه امور اطلاعاتی و تعمق بروی فعالیت های تروریستی تشکل های مسلح فلسطینی پرداخته است. این تلاش تحقیقاتی پس از عملیات «سرب گداخته» نیز همچنان با جدیت ادامه یافته است.

 

21.  این مطالعات تحقیقاتی ما در عین حال که به نحوه عملکرد حماس و ماهیت تهدید تروریستی از غزه می پردازد، اما به سایر جنبه ها و ابعاد دیگری مانند امور نظامی و سیاسی مرتبط با عملیات «سرب گداخته» و عواقب آن نپرداخته است، و همچنین در سند خود به مقایسه میان عملیات «سرب گداخته» با نبردهای نظامی در سایر اماکنی که عملیات نظامی در آن بصورت غیر متقارن جریان داشته، نپرداخته ایم.

 

22.  اساس روش و اسلوب علمی (متدولوژی) به کار رفته برای سند تحقیقاتی ما، شیوه مقایسه میان گزارش مکتوب گلدستون با صحنه حقیقت، با استناد به همه شواهد و تصاویر و اسناد مرتبط با این عملیات نظامی، است. عملیات حماس و تاکتیک های رزمی این سازمان و سایر تشکل های همسو با حماس در طول عملیات «سرب گداخته» در گزارش ما مورد کنکاش جدی قرار گرفته است. مقایسه بین حقیقت با مطالب مطرح شده در گزارش گلدستون را، بر اساس تقسیم بندی به چند مقوله کلیدی انجام داده ایم، و مطالب عنوان شده در گزارش گلدستون را با تک تک رخدادهای عملی و صحنه عمل همان مورد مقایسه کرده ایم (Factual findings).

 

اسلوب گزارش گلدستون

23.  ما در طول تهیه گزارش تحقیقاتی خود به اسلوب و طرز اندیشه گزارشگران کمیسیون گلدستون که آنها را به نتیجه گیری های خاص شان سوق داده است، پی بردیم. نقص متدلوژی و اسلوب علمی که موجب اشتباهات مکرر در گزارش 452 صفحه ای گلدستون شده است، از نبود توازن و تمایل (Bias) روشن و سیستماتیک با هدف عمدی حمایت از فلسطینی ها و نحوه نگاه حمایتی گزارشگران گلدستون از نظرات حماس، و حتی بر اساس باورهای قدیمی و از قبل منسجم خود آنها علیه اسرائیل ناشی می شود.

 

24.  در هر کار تحلیلی، هر چقدر حرفه ای و ظاهرا بی طرفانه، می توان بر جنبه و بعدی از موضع گیری و انگیزه های خاص، و نگاه تحریفی بالقوه ای – حتی اگر ناخواسته باشد- انگشت گذاشت اما این ابعاد در گزارش گلدستون به طرزی افراطی دیده می شود. درک این امر که چگونه و با استناد به چه اسلوبی گزارشگران کمیسیون گلدستون به نتیجه گیری های خود رسیده اند، کار آسانی نیست زیرا اگر تنها شیوه های علمی در نظر گرفته شده بود، گزارش آنها می بایست به گونه کاملا متفاوتی تنظیم و منتشر می شد. اغراق نخواهد بود اگر به زبان آید که ممکن است گزارش گلدستون ابتدا عامدانه و از قبل، یک هدف مشخص و خاص را برای خود تعیین کرده (متهم کردن اسرائیل به «جنایت جنگی» علیه شهروندان فلسطینی) و سپس به توجیه هدف از قبل تعیین شده خود پرداخته است.

 

25.  در نتیجه تحریف اساسی در کار کمیسیون گلدستون، گزارش آنها دارای نقائص گسترده ای است که در طول سراسر این گزارش مشاهده می شود: عدم تقارن در گرد آوری شواهد که موجب استناد زیاده از حد به اطلاعات غیر قابل اعتماد شده است که ریشه در حماس دارد، و یا اطلاعاتی برگرفته از منابعی غیر مستقل و جهت دار هستند که همگی وابسته به حماس و یا زیر کنترل حماس می باشند. گزارش گلدستون به طرزی سیستماتیک اطلاعات داده شده از سوی اسرائیل و عوامل غربی را که در دسترس گزارشگران کمیسیون گلدستون بوده، یا رد کرده و یا اینکه آن را کم اهمیت انگاشته است. گزارش گلدستون در تجزیه و تحلیل واقعیات و روند ماهوی رخدادها ناکام مانده است. گزارش گلدستون همچنین نقشی کاملا منفعل و بی خاصیت در گرد آوری اطلاعات و شواهد مرتبط با مقوله های حاد و اساسی ماجرا داشته در حالی که اگر نقشی فعال و جدی برای بدست آوردن اطلاعات خوب و جامع ایفا می کرد، می توانست نگاه بیطرفانه ای در ارائه تصویر حقایق و توجه کافی به دیدگاه اسرائیل در پیش گیرد.

 

26.  گزارش گلدستون نظر فلسطینی ها (و در واقع نگاه حماس) را مورد حمایت کامل قرار داده است، و در نتیجه آن، از نقطه نظرات، سنجش ها و جهان بینی اسرائیل کاملا غفلت کرده است. گزارشگران کمیسیون گلدستون از تجربه و پیشینه کافی برای بررسی عملیات «سرب گداخته» در مقایسه با مشکلات ایجابی در یک نبرد غیر متقارن برخوردار نبوده اند در حالی که حماس از مردم غیر نظامی فلسطینی به طرزی گسترده به مثابه «سپر انسانی» سو استفاده کرده است. گزارشگران کمیسیون گلدستون همچنین فاقد تجربه برای مقایسه میان نبرد ارتش اسرائیل با تروریست ها در مناطق مسکونی، با عملیات نظامی ارتش های منظم کشورهای دیگر جهان با تروریست ها و گروههای چریکی و شبه نظامی در قلب جمعیت های غیر نظامی بوده اند.

 

چارچوب تحقیقات ما

27.    کار تحقیقاتی ما شامل چهار بخش است، که به ابعاد مختلف عملکرد حماس و تهدید تروریستی از غزه می پردازد:

             الف – بخش نخست به دوره قبل از عملیات «سرب گداخته» می پردازد.

           ب – بخش دوم به استفاده حماس از مردم غیر نظامی نوار غزه به عنوان «سپر انسانی» اختصاص دارد.

             ج – بخش سوم بر ترکیب نیروهای پلیس وابسته به دولت حماس و سایر نیروهای امنیت داخلی دولت حماس در غزه، در فعالیت های شاخه نظامی این سازمان تمرکز می کند.

             د – بخش چهارم در بر گیرنده ضمیمه ها، و گزارش های شنیداری و گفتاری و نیز ویدئو ها است.  

در آغاز هر یک از سه فصل نخست، ابتدا یافته های خود را بر اساس مقایسه میان مطالب مطرح شده در گزارش گلدستون با حقایق رخدادها در صحنه عمل و نتیجه گیری های ما از این مقایسه به آگاهی رسانده ایم.

http://www.terrorism-info.org.il/site/content/t1.asp?Sid=13&Pid=334

شرائط کاربری |  به فهرست ترجیحی ها اضافه کن  |  تماس با ما |  درباره ما | تارنمای «ملم» | نقشه سایت
حقوق محفوظ
[Jump to Top] [Jump to Main Content]